|
˙·٠•●♥۩ کلبه تنهایی ۩♥●•٠·˙ ❤صبرت که تمــــــوم شد نـــــرو ... معرفت تازه از اینجــــــــا شـــــــــروع میشه !!!❤
| ||
|
[ جمعه سیزدهم مهر ۱۴۰۳ ] [ 18:9 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
مادر ای یکدانه و تنهاترین غمخوار من از من عاشق تر به من دیوانه و بیمار من وصف تو نتوان به صدها دفتر و دیوان نوشت ای که وصفت روز و شبها تا ابد در کار من پروراندی جان من با رنجهای بی شمار کی شود قربانی ات این جان بی مقدار من خرج کردی عمر خود را تا بروید جان من من به لطفت زنده ام ای ابر باران دار من شرح لطفت در ازل افسانه ای ننوشته بود جان به قربان تو ای زیباترین پندار من قصه ننوشته مهر و وفا را خوانده ای ای که مهرت تا ابد در سینه تب دار من درد هایم درد تو رنجم همه در جان تو ای به دردم مرهم و ای مخزن اسرار من هستی ام هست از تو و نامم ز تو نامی گرفت سبز می باشم ز تو ای سبزی افکار من سالهای عمرت افزون از هزاران سال باد سالهای عمر من قربانی ات ای یار من
[ یکشنبه دهم دی ۱۴۰۲ ] [ 10:6 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ پنجشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 0:0 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ چهارشنبه دهم آبان ۱۴۰۲ ] [ 8:38 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ ] [ 9:16 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ یکشنبه ششم آذر ۱۴۰۱ ] [ 18:20 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ دوشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 1:5 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ چهارشنبه یازدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 0:0 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
بگذار امیدواری در سیاه ترین روزها هنر تو باشد...
[ چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 11:48 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ چهارشنبه هفدهم فروردین ۱۴۰۱ ] [ 11:8 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ دوشنبه دوم اسفند ۱۴۰۰ ] [ 9:53 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد مادرم تاب ندارد غم فرزندش را عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو به تو اصرار نکرده است فرایندش را قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید بفرستند رفیقان به تو این بندش را : منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را "کاظم بهمنی"
[ دوشنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 7:56 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستان ؟ مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم از هر چه دو رنگی است رها بود زمستان بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی اسمی که به او بود سزا بود زمستان گرمای هر آغوش تب عشق دم گرم یکبار نگفتند چرا بود زمستان بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید با این همه باز اهل وفا بود زمستان غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران بوی گل یخ هم به هوا بود زمستان با برف بپوشاند تن لخت درختان لبریز و پر از شرم و حیا بود زمستان در فصل خودش ، شهر خودش ، بود غریبه مظلوم ترین فصل خدا بود زمستان
[ چهارشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۰ ] [ 11:23 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ شنبه ششم آذر ۱۴۰۰ ] [ 11:0 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
بخند ؛زیستن بی دیدن لبخندت مرگ استکمی دلگیرتر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۴۰۰ ] [ 8:36 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم تو پری باشـــی و تا آن سوی دريا بروی من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم قسمت اين بود، چرا از تو شکايت بکنم؟ يا در اين قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟ شايد اين گونه خدا خواست مرا زجر دهد تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من در پس پرده ايمان بــــه تــــو کافـــر باشـم دردم اين است که بايد پس از اين قسمت ها سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم "غلامرضا طريقي"
[ سه شنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۰ ] [ 7:47 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ سه شنبه یازدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 0:0 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی از اوست گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
[ سه شنبه چهارم آبان ۱۴۰۰ ] [ 8:5 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰ ] [ 14:15 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ دوشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۰ ] [ 11:29 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق کاین همه گفتند و آخر نیست این افسانه را
[ شنبه پانزدهم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 21:9 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ سه شنبه چهارم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 13:33 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ سه شنبه چهارم خرداد ۱۴۰۰ ] [ 13:31 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
به تو که فکر می کنم خالی می شوم از شهر نه کوچه ای می ماند در من نه خیابانی!
[ شنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۰ ] [ 12:38 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
نگران نباش، بهار میشود، درختها سبز میشوند، شکوفهها روی شاخه مینشینند، از زیر پوست خشک زمین، گلهای بنفشه و پامچال بیرون میزند و همه چیز بهتر میشود.
[ دوشنبه دوم فروردین ۱۴۰۰ ] [ 19:24 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
همه چیز از فکر آغاز می شود فکر ما تبدیل به احساس می شود و احساس در ما موجب بروز یک رفتار می شود و این رفتار ما را به نتیجه می رساند پس افکارمان را زیبا کنیم
[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۹ ] [ 12:4 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۹ ] [ 11:22 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۹ ] [ 10:44 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ یکشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۹ ] [ 0:0 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
[ پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۹ ] [ 20:22 ] [ ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||