۩ کلبه تنهایی ۩

❤صبرت که تمــــــوم شد نـــــرو ... معرفت تازه از اینجــــــــا شـــــــــروع میشه !!!❤

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ

369-گلِ من

مهرت به هزار چهره آراسته است

 

زيباييت از رونق گل كاسته است

 

هرگز نشدم آنچه تو مي خواسته اي

 

امــــــــا تو هماني كه دلم خواسته است

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 ساعت 20:5 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

368-اكسيرِ من

اينجا براي از تو نوشتن هوا كم است

دنيا براي از تو نوشتن مرا كم است

اكسيرِ من، نه اينكه مرا شعرِ تازه نيست

من از تو مي نويسم و اين كيميا كم است

سرشارم از خيال ولـــي اين كفاف نيست

در شعرِ من حقيقتِ يك ماجرا كم است

تا اين غزل شبيه غزل هاي من شود

چيزي شبيه عطر حضورت در آن كم است

گاهي تو را كنار خود احساس مي كنم

اما چقدر دلخوشيِ خواب ها كم است

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم خرداد 1393 ساعت 8:34 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

367-براي تو

همه ي اين ها براي توست

تا لبخندي بزني

و من

آرام بگيرم

سازِ دست هايم را كوك كرده ام

تو را مي شناسد

مگر مي شود

خاطره باشد و تو نباشي....؟

كافيـست

نه با چشم،

با دلــــــت

مرا بخواني

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم خرداد 1393 ساعت 12:39 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

366-عذاب

ديگر غزل به زمزمه خوابم نمي كني

جامي تهي شدم كه پر آبم نمي كني

ديگر مرا كه تشنه براي شنيدنم

با پاسخ نداده مجابم نمي كني

من خسته رسيدن خوابم ولي تو نيز

كاري براي حال خرابم نمي كني

يخ كرده در هجوم غمت طبع شعر من

با شعله ي آغوش خود مذابم نمي كني

يكدم نظر به اين دل عاشق نمي كني

ديگر غزل به زمزمه خوابم نمي كني

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ساعت 8:56 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

365-به سراغم آيد

يادِ تو، هر شب اينجا به سراغم آيد

شب كه نه،لحظه به لحظه به سراغم آيد

تا وصالِ سحرم با شبِ ظلمت برسد

جاي آبي كه عطش برگيرد، اشك چشمم به سراغم آيد

مينويسد قلمم هر چه بود و بشود و بگذشت

تا كه چشم خسته ميبندم،ياد چشمان تو به سراغم آيد

عجب اين است كه دل خسته و بشكسته تو را ميخواند

چه كنم تلخي بي تو ماندن هر لحظه سراغم آيد

خسته ام زين بي تو ماندن هاي تلخِ تلخِ تلخ

نفسم تا به تلاطم افتد، عطر نفسهاي تو به سراغم آيد

 

+ نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393 ساعت 10:47 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

364-روزهاي بي تو

گاهي بخدا نفس كشيدن سخت است

يعني نفسي تو را نديدن سخت است

با زور مســـــكـــن قـــوي خوابيدن

با دلهره از خواب پريدن سخت است

عاشق نشدي زندگي ات تــــــلخ شود

تا درك كني كه دل بريدن سخت است

هر روز به انتظار نشستن تا شــــــب

از فاصله هاي دور ديدن سخت است

حـــــــقا كه مرا يار ندانستي،حـــــال

فهميدن اين درد شديدا ســــخت است

باشد، تو مرا هيچ انــگار ولـــــــــي

بي تو بخدا نفس كشيدن سخت است

 

+ نوشته شده در جمعه نهم خرداد 1393 ساعت 18:1 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

363-تكرار دلتنگي

تكرار " تـــــــــــــــو "

در هر ثــــــــــــانيه ام

قشنگترين تكراريـست كه هيچ وقت

تــكراري نــــــمي شــــــــــــــــــــــــود

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم خرداد 1393 ساعت 11:39 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

362-آواز غم

وقتي دلم براي دلت تنگ ميشود

آواز غم به خلوتم آهنگ ميشود

در موسم فرار دلم از حريم عقل

بين سپاه عقل و دلم جنگ ميشود

ابر سكوت بر دل تو سايه گستر است

هر روزن اميد به من تنگ ميشود

تا كـــــي مرا به ديده ي ترديد بنگري

عشق از نگاهت عاقبتش ننگ ميشود؟!

از عشق قصه هاي شگفتي شنيده ام

پس سهم من ز قصه چرا سنگ ميشود؟؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم خرداد 1393 ساعت 19:58 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

361-حوصله كن

دستي به پلك حوصله ام ميزني! كه نه !

هستم، به خاطر من فكر بودني! كه نه!

عاشق تر از تمام غزل با توام! كه ها!

شعري شبيه ثانيه اي با مني! كه نه!

تاريك و سرد و مرده دلم گوشه اي شكست

افتاده نقش خاطره اي! روشني ! كه نه!

شاعر! عروس هر شبِ ... ول كن! غزل! توهم!

عهدي گرفته دلم؟ دل نمي كني! كه نه!

هرچند حوصله ام با تو سر نمي رود

گاهي، سري به حوصله ام ميزني! كه نه!

 

+ نوشته شده در شنبه سوم خرداد 1393 ساعت 19:56 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

360-دوست دارمت

به تنهاييم قسم كه تو را دوست دارمت

من بي دليل و فلسفه ، دوست دارمت

هرجا تويي نفسم بوي زندگيست

من بي قيد و بند زندگي، دوست دارمت

ديوارهاي بين من و تو، هيچ نيست

من بي ترس اين همه ديوار، دوست دارمت

با اينكه از تو دورم و تنها نشسته ام

نزديك ياد توام ، دوست دارمت

من در كنار عقربه ي ثانيه شمار

هر ثانيه هزار بار دوست دارمت

 

+ نوشته شده در جمعه دوم خرداد 1393 ساعت 11:14 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

359-کاشکی شعر مرا می خواندی !!!

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

دفتر عمر مرا با وجود تو

شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست

آه ...

چه امید عبثی

من چه دارم که تو را در خور ؟!

هیچ !

من چه دارم که سزاوار تو ؟!

هیچ !

تو همه هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ؟! .... همه چیز

تو چه کم داری ؟! ...هیچ !

بی تو در می یابم

چون چناران کهن

از درون تلخی واریزم

کاهش جان من ، این شعر من است

آرزو می کردم که تو خواننده ی شعرم باشی

راستی .... شعر مرا می خوانی ؟!

باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی

نه .... دریغا ، هرگز

کاشکی شعر مرا می خواندی !!!


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 ساعت 9:32 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

358-پدر آسماني

پدرم چشمه جوشان اميدي است كه فرداهايم

با تپش هاي پر از مهر حضورش زيباست

پدرم شعر بلندي است كه ابياتش را

خالق شعر و هنر با سرانگشت خرد جاري ساخت

پدرم شعر خداست

قلبم از سايه ي او شاعر شد

فصل ماتم زده را پرپر كرد

باور عشق شد و قلب مرا باور كرد

پدرم آسمانيست كه بارانش را

 بي دريغ بر سرسبزه و خس ميريزد

من خودم مي بينم

بوسه زن بر دستش

عشق صد معجزه مي آويزد

من خودم مي بينم

لابه لاي صفحات غزل كودكيم

حرف ربطيست ...

كه من را با نور

خانه را با لبخند

زندگي را با عشق

مي نشاند با هم

پدرم باران است

پدرم لبخند است

پدرم چون درياست

پدرم شعر خداست


  


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393 ساعت 15:13 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

357-خوبــــــــتريـنــــــــــــم

دل خوشم با غزلی تازه همینم کافی ست

تو مرا باز رساندی به یقینم کافی ست

قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست

گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن

من همین قدر که گرم است زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه

برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز

که همین شوق مرا، خوب ترینم! کافی ست ...


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393 ساعت 10:7 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

356-منو ببخش

گل من ! تلخي حرفامو ببخش

كوچكي ها و بدي هامو ببخش

اگه كم تحملم سخت نگير

تو بخند و كودكي هامو ببخش

اگه قلب عاشقم سنگ شده

قلب بيچاره ي تنهامو ببخش

اگه غافل ميشه از تو چشم من

تو قصور سوي چشامو ببخش

تو كه دستات پر مهربونيه

وسعت خالي دستامو ببخش

واسه توصيف تو شعر من كمه

ضعف طبع من و شعرامو ببخش


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ساعت 10:5 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

355- تنهایی یعنی

تنهایی این نیست که کسی کنارت نباشه
یا کسی دوستت نباشه
یا کسی باهات حرف نزنه
یا هیچوقت نخندی

تنهایی یعنی کسی نباشه که بفهمتت

اونموقع بدون که واقعاً تنهایی

+ نوشته شده در شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ساعت 20:16 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

354-حرفهاي سكوت

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند

پر از حس های خوبند

پر از حرفهای نگفته اند

چه هستند، هستند

و چه نیستند، هستند

یادشان

خاطرشان

حس های خوبشان

آدمها

بعضی هایشان

سکوتشان هم پر از حرف هست

پر از مرهم به هر زخم است

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ساعت 9:34 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

353-در من جاري باش...

شاید در ظاهر کیلومترها فاصله بین من و توست

اما هر بار دلتنگت می شوم دستانم را که روی قلبم میگذارم

آرام آرام تپیدنت را احساس میکنم؛

چه ساده تمام زندگیم شده ای

و چه زیبا فاصله ها را در هم کوبیده ای و در کنارم هستی.

تا همیشه در من جاری باش ...


    
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ساعت 9:57 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

352-فانوس شب تارم

من شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود،


به امیدی که تو فانوس شب من باشی...


+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393 ساعت 10:8 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

351-"سعید بیابانکی"

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت

بر سینه می فشارمت، اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت، اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت، اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان

در باغ دل بکارمت، اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل

بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت


           

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 ساعت 20:30 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

350-بركه و ماه

حكايت مــــن و تـــــو

حكايت بركه است و ماه!

" دور از هم و در دل هم ..."



+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 ساعت 12:7 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

349-پسرخاله

پسرخاله:

آدما نباس دوست پيدا كنن

چون وقتي ميرن

وقتي ديگه نميشه بهشون زنگ بزني

وقتي نميتوني درد و دل كني

يا حتي باهاشون شوخي كني و بخندي

وقتي دلت براش تنگ ميشه و نميتوني ببينيش

همهء دوستت ميشه يك سري عكسا و خاطرات

هي يه چيزي گير ميكنه تو گلوت

اصلاً چرا آدما اين كارو ميكنن؟!

آدما باس هميشه تنها بمونن...!!!


+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 ساعت 17:14 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

348-دوست داشتن

دوست داشتن به حرف نیست....!!

به وقتیه که برات میذاره،

به ارزشیه که برات قائل میشه،

به دلگرمیه که بهت میده،

وقتی تو توی لحظه لحظه ي زندگیت تنهایی..

این دوست داشتن نیست!!

"دوست داشتن"این نیست

که جاخالی هاشو باتو پر کنه! اینه که بخاطرتو..." جاخالی کنه".!!!



+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393 ساعت 19:28 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

347-" فروغ فرخزاد "

دوست دارمت...

مثل دانه اي كه نور را

مثل مزرعي كه باد را

مثل زورقي كه موج را

يا پرنده اي كه اوج را

دوست دارمت...


+ نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393 ساعت 19:27 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

346-مادرم

نگاهت ميكنم مادر

كه چشمان تو چون درياست

نگاهت ميكنم مادر

كه عشقت سبز و پابرجاست

نگاهت ميكنم مادر

كه دستانت گل ياس است

نگاهت ميكنم مادر

وجودت باغ احساس است

نگاهت ميكنم مادر

چه عطري در تو مي جوشد

نگاهت ميكنم مادر

كه پاييز از تو مي پوسد

نگاهت ميكنم مادر

به چشمان تو محتاجم

نگاهت ميكنم مادر

نگاهت قبله و تاجم

نگاهت ميكنم مادر

قسم تا زنده مي مانم

نگاهت ميكنم مادر

نگاهت ميكنم مادر



+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ساعت 9:59 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

345- شبهاي تاريكم

وقتي تو نيستي

تمام دنيا

پيش چشمم تاريك است

حتي اگر...

خورشيد را به سقف اتاقم بياويزم

حتي اگر...

تمام كرم هاي شب تاب را به ديوار اتاقم بچسبانم

حتي اگر...

تمام فانوس هاي دريايي را در تاقچه اتاقم بگذارم

باز هـــــــــــم

تاريكي.... تاريكي ... تاريكي....

بي تو خوب ميفهمم :

" تاريـــكي " از ريشه ي " تـــــرك " است


+ نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393 ساعت 13:35 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

344-عطار نيشابوري

ای جان جان جانم تو جان جان جانی

بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی

پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی

تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ساعت 23:14 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

343-پازل

عزيزترين آدما مثل تكه هاي پازل هستن

نباشن، هيچي نميتونه جاشون رو پر كنه.....!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ساعت 11:3 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

342-❤خوشبختي❤

خوشبختي چيز عجيبي نيست؟!

همين كه كنار يه نفر بتوني خودت باشي خوشبختي


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 ساعت 19:3 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

341-هواي سرد دلتنگي

اينجا دلــــي تنهــاست ، آنجا را نمي دانم

اينجا آسمان ابريـــست ، آنجا را نمي دانم

اينجا هــوا ســرد است ، آنجا را نمي دانم

اينجا شده است پاييــز ، آنجا را نمي دانم

اينجا چه بي رنگ است ، آنجا را نمي دانم

اينجا دلــي تنــگ است ، آنجا را نمي دانم

اينجا فــقــط يـــــــــادت ، آنجا را نمي دانم

در ســـــينه فريــــــادت ، آنجا را نمي دانم

اينجا فقط انــــــــــــدوه ، آنجا را نمي دانم

اينجا دلــــي تنهــاست ، آنجا را نمي دانم


+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم فروردین 1393 ساعت 19:4 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |

 

340-❤دلم❤ پر ميكشد

چقدر پر ميكشد دلم

به هواي تو

انگار تمام پرنده هاي جهان در قلبم

آشيانه كرده اند


+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ساعت 11:17 توسط ❤دختر دریا-پسر صحرا❤ |